دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۸

دکتر محسن شاطرزاده

مدیرعامل شرکت فن آوران انرژی پاک مجری اولین نیروگاه 100 مگاواتی بادی در شهرستان خواف استان خراسان


عضو هیات علمی ؛ استادیار

English Version

یادداشت هفته - دکتر شاطرزاده

شکست داعش در منطقه: نابودی شجره ملعونه و طواغیت مستکبر و طلیعه حکومت جهانی واحد
  • ۱۳۹۶/۹/۱۸ - ۱۱:۱۰
  • توسط محسن شاطرزاده

شکست داعش در منطقه :

نابودی شجره ملعونه و طواغیت مستکبر

؛ طلیعه حکومت جهانی واحد

محسن شاطرزاده

تهران - ۳۰ آبان ۱۳۹۶

با شکست سپاهیان سیاه دل و فریب خوردگان لشگر شیطانی دواعش ؛ یک بار دیگر وعده راستین الهی و پیروزی حق بر باطل را به عیان شاهد بودیم . شش سال پیش شیاطین غربی و در راس آنها شیطان بزرگ آمریکا با همدستی اسراییل جنایتکار با پرورش داعشیان و همراهی عناصر جنایتکار حزب بعث عراق و یاران صدام معدوم و ملعون و با فریفتن جوانانی ساده اندیش از میان جوامع مختلف عربی و غیر عربی خصوصا اروپایی و تلفیق آنان با جنایتکارانی از سراسر جهان ؛ نقشه شوم و پیچیده و خطرناکی را استارت زدند که به خیال خام خود نقشه خاورمیانه جدید را ترسیم کرده و اسراییل جنایتکار را از ترس و نگرانی خلاص کرده و فشار و تهدید را بر ایران اسلامی و حزب الله انقلابی دو چندان کنند. آنها به خیال خود قصد خاموش کردن نور خدا را داشتند ولی زهی خیال باطل که خداوند جل و علا در قران مجید می فرماید: یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لوکره الکافرون (سوره صف آیه ۸) کافران نمی دانند که اراده و قدرت الهی بر این تعلق گرفته که نور خدا پرفروغتر شود. روز گذشته با پیروزی جبهه مقاومت در شهر البوکمال سوریه به فرماندهی مستقیم سردار رشید اسلام و یار وفادار و مخلص رهبری ؛ حاج قاسم سلیمانی ، آخرین جرثومه های تکفیری داعش به هلاکت رسیده و عراق و سوریه از لوث وجود این منحرفین آزاد شد و نقشه های دشمنان غدار نقش برآب شد هرچند کینه های آنان عمیق تر شده و باید آماده نقشه جدید شیطانی دیگری از طرف آنان بود ولی تا همین جا بیان چند نکته ضروری می نماید:

۱- ثمره مقاومت : این مبارزه که نزدیک شش سال بطول انجامید نشان از نتیجه شگرف مقاومت و پایداری در راه اهداف الهی در مقایسه با راههای سازشکارانه و بزدلانه و حقارت در مقابل دشمن دارد و نشان داد که هر چند مقاومت در برابر دشمن هزینه دارد ولی هزینه آن بسیار کمتر از هزینه سازش در برابر دشمن است . آنان که عزتمندانه و مقتدرانه در مقابل دشمن جنایتکار ایستادند زودتر از سازشکاران توانستند حق خود را از مستکبرین بگیرند.

۲- ارزش و جایگاه رفیع بسیج مردمی: چه در میدان نبرد سوریه و چه در عراق؛ هزیمت و شکست دشمن از آنجا شروع شد که بسیج مردمی برای دفاع از خاک و میهن خودشان به میدان آمد . معارضین سوریه ای که با پشتیبانی آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند اروپایی و دهها کشور همسوی آنها ؛ بیش از ۸۰ درصد سوریه را در اختیار گرفته و به دروازه های دمشق وکاخ ریاست جمهوری رسیده و خود را در آستانه پیروزی دیده و خواب و رویای حکومت و ریاست می دیدند به یکباره با بسیج مردمی و ورود لشکر عظیم مردمی که برای دفاع از میهن و خانه و کاشانه خود بپاخاسته بودند ، مواجه شده و عقب نشینی ها و شکستهایشان شروع شد . همانها که بهانه دفاع از مردم را داشتند به ناگاه خود را در مقابل مردم بپاخاسته دیدند و توان مقابله از دست بدادند تا امروز که تمامی خاک سوریه از وجود پلیدشان پاک شد . در عراق هم با فراخوان مرجعیت و بپاخواستن لشکر مردمی و بسیج مدافعین مردمی در کنار ارتشیان آن کشور و حمله به دشمن ؛ شاهد هزیمت هر روزه دشمنان اسلام بودیم و هرچند که نیروهای غربی به اسم جنگ با داعش کمکهای شایانی را به لشکریان شکست خورده کردند ولی عاقبت مجبور به تسلیم در مقابل لشکریان مومن و مردمی شدند . این نشان دهنده اهمیت دکترین امام راحل در تکیه به مردم و حل معضلات کشور با اعتماد و اتکای به مردم وبسیج مردمی و خلاصه کلام یک حکومت واقعا مردمی می باشد . قطعا حضور مردم در تمامی معضلات اجتماعی و در مقابله با دشمن می تواند راهگشا و حلال مشکلات باشد.

۳- تکیه به توان داخل بجای اتکا به قدرتهای خارجی : این جنگ نشان داد که تکیه به توان داخلی و مردمی نقش مهمی در حفظ و حراست و تامین امنیت کشور دارد و مردم منشا قدرت در کشور هستند . در مقابل گروههای لیبرال غربگرا و مرعوب غرب که صرفا با اتکا به پول و تجهیزات و قدرت کشورهای غربی ؛ شانسی برای پیروزی جبهه مقاومت قائل نبودند شرمنده و سرافکنده شدند . آنها دچار اشتباه محاسباتی شدند و در محاسبات آنها هرگز قدرت ایمان و باور به قدرت احد واحد در نظر گرفته نشد . آنها نمیدانستند که در یک جبهه حق در مقابل باطل ؛ عده و عده تعیین کننده نیستند بلکه ایمان و توکل به خدا و اخلاص و ایثار حرف اول را می زند چرا که به این قول خداوند ایمان دارند که: کم من فئه قلیله غلبت مئه کثیره

۴- نقش مهم رهبری الهی: به اعتراف دوست و دشمن نقش رهبری بلا منازع مومنانه ؛ خالصانه ؛ شجاعانه و مقتدرانه حضرت امام خامنه ای نقش اساسی در هدایت این جنگ به ساحل پیروزی داشت . دشمن بارها و بارها اعتراف کرده که در مقابل رهبری استراتژیست قرار گرفته که همه نقشه هایش نقش برآب می شود واین نشان از اهمیت و ارزش جایگاه والای یک رهبر خداترس وبصیر و حکیم الهی دارد که با تکیه بر مردم و با اتکال به خدا بدون هیچ ترسی از دشمن هدایت جنگ را بر عهده گرفته و پیچیده ترین نقشه های دشمن را نقش بر آب می کند.

۵ - تجدید حیات بیداری اسلامی : با دسیسه های دشمن و به انحراف کشاندن حرکت پرشور بیداری اسلامی در قالب جنگ سوریه ؛ امروز با شکست دواعش برگشت مجدد قطار بیداری اسلامی به ریل اصلی خودش را شاهد خواهیم بود. قطعا با نابودی گروههای تکفیری منحرف و دشمن ساخته ؛ امروز چهره نورانی اسلام و حرکتهای اسلامی بیش از پیش خودش را نمایان کرده و شیفتگان بیشتری را از میان انسانهای سرگردان و حیران در دنیای پر از فریب و ظواهر و مادیات ؛ جذبّ اسلام خواهد کرد . حرکت مومنانه و پر خروش میلیونها انسان به عشق ابا عبدالله در ایام اربعین طلیعه این حیات جدید الهی است . در دنیایی که همه با سرعت و چهار نعل به سوی جهنم می شتابند؛ امروز روزنه ای از بهشت و با نور و عطر سیدالشهدا همگان را به ایمان و معنویت دعوت می کند واین حیات طیبه آرامش بخش جانها ی مومنان اعم از مسلمان و غیر مسلمان شده است.

۶- حکومت جهانی واحد ؛ مدینه فاضله بشریت است . اعتقاد شیعیان به ظهور منجی عالم ؛ و انتظار برای ظهور حضرتش جان مایه مقاومت در مقابل ستمگران و ظالمان بوده و هست . امید آن داریم که این نهضت و شکست دشمنان غدار مهیا کننده زمینه ظهور حضرتش و سپردن این امانت به دست با کفایت این امام همام و ایجاد حکومت واحد جهانی باشد. ان شاالله

محسن شاطرزاده

تهران ۳۰ آبان ۱۳۹۶

سیر تطور و تحول نسل : تلاش سامری های زمانه برای تغییر ذایقه جامعه
  • ۱۳۹۶/۶/۱۸ - ۲۳:۳۳
  • توسط محسن شاطرزاده

سیر تطور و تحول نسل

تلاش سامری های زمانه برای تغییر ذائقه جامعه

محسن شاطرزاده

۲۱ تیر ماه ۱۳۹۶

 

ایام هفته حجاب و عفت را سپری می کنیم و هر دستگاهی به روشی خود تلاش در ترغیب دختران به پوشش کامل و پرهیز از بد حجابی دارد . برخی صدا و سیما و برنامه هایی مانند خندوانه را مقصر تغییر ارزشها در میان نسل جوان تلقی می کنند . گروهی به وزارت ارشاد خرده می کیرند که کوتاهی کرده اما در این میان کمتر تحلیلی دینی با تکیه به مبانی قرآن و داستانهای تاریخی آن خصوصا داستان قوم بنی اسرائیل به چشم می خورد . در صورتیکه خداوند تبارک و تعالی هدف از بیان این داستانها در قرآن را عبرت آموزی آیندگان می فرماید. لذا در این نوشتار اشاراتی از منظر یکی از داستانهای قرآنی خواهم کرد:

۱- خداوند تبارک و تعالی داستان بنی اسراییل را نقل می کند تا به همه هشدار بدهد در معرض امتحان الهی هستند و هیچ استثنایی هم نیست آنجا که بنی اسراییل بعد از آنهمه سختی و همراهی با موسی وقتی به ساحل آرامش و رفاه و مادیات می رسند فرد فاسدی بنام سامری از غیبت موقت موسی استفاده کرده و مردم را به پرستش گوساله اش فرا می خواند . ما هم استثنا نیستیم همه در معرض خطر و ابتلا و امتحان هستیم . دوران سختی را پشت سر گذاشته ایم . به دوران رفاه رسیده ایم . سامریها و گوساله هایشان مارا فرا می خوانند . فقط در فکر فساد دیگرانیم.

۲- آیا به خودمان امید داریم؟ باید همه ما از شر شیطان به خدا پناه ببریم. اگر فساد داخل خودمونه پس همه ما مسئول هستیم و در پیشگاه خداوند باید پاسخگو باشیم . فساد مهم نیست چقدر باشد مهم این است که به فساد راضی باشیم . اگر ما بخاطر دنیای خودمان چشم به روی فساد فاسدان ببندیم حق ماست که ظالمی بر ما حاکم شود و حق اعتراض هم نداریم چون خود ما صلاحیتمون رو از دست داده ایم . پس بیاییم کلاهمان را قاضی کنیم اگر بخاطر دنیای زودگذر خود حقی را ناحق کرده ایم ولو اندک ؛ قبل از اصلاح خودمان شماتت دیگران را نکنیم و اگر خودمان صالح بوده ایم و تقوای الهی پیشه کرده ایم چرا سکوت کرده و امر به معروف و نهی از منکر نکرده ایم و جلوی فساد و ظلم را ولو اندک نگرفته ایم؟. قطعاعقوبت همه این موارد به خودمان برمی گردد و برای همه این ها باید پاسخگوی عدل الهی باشیم .

۳- قطعا خداوندی که در جایگاه عدل نشسته هرگز بی گناهی را به آتش عذاب گناهکاری نمی سوزاند اما آنجا که امتی در مقابل ظلم و فساد اجتماعی ساکت بوده اند همه را به آن آتش عذاب خواهد داد چرا که همه مسئول بوده اند و تکلیف داشته اند . اینکه ما بنشینیم و خطای دیگران را برشمریم هنر نکرده ایم اما هنر آنجاست که در میدان فساد و تباهی خود و خانواده خود و جامعه خود را از غرق شدن نجات دهیم . تاسف آنجاست که ضرب المثل نان را به نرخ روز بخور و یا خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو به اعتقاد جمعی تبدیل شود و حرامخواری امری رایج شود و قبح آن ریخته شود . آنگاه کسی که رعایت حلال و حرام بکند منزوی خواهد شد و از جامعه حذف خواهد شد .

۴- مسئله چپ وراست و این وآن نیست . بلکه دعوا سر لحاف ملا است . مساله حق و باطل و فقر و غنا و اشراف زدگی و ساده زیستی و پول پرستی و هوی خواهی است . مساله گوساله سامری است که امروز همه به پرستش آن مشغولند و غافل . آیا امیدی به بیداری هست؟

۵- قرآن داستانهای مختلفی از انسانها در عصرهای مختلف را بیان می فرماید که به اوج و یا اضمحلال رسیدند اما هیچ کجا صحبت از اصلاح طلب و اصولگرا نمی کند بلکه سخن از انسانهایی می کند که دنبال هوای نفس و دنیا طلبی رفتند. خداوند تبارک و تعالی بارها داستان بنی اسراییل و موسی و گوساله سامری را مطرح می کند . مردمی که در غیبت کوتاه موسی علیرغم حضور نایب موسی یعنی هارون دلبسته سامری و دعوت او به دنیا طلبی و پرستش گوساله سامری می شوند و خدا را از یاد می برند . اینها همان مردمان مومن به خدای واحد بودند ولی چرب و شیرین دنیا آنها را عوض کرد. مگر نبود در روز عاشورا که ژنرالهای اصلاح طلب و اصولگرا در سپاه یزید در مقابل ابا عبدالله قرار گرفتند ؟ کسانی که در سپاه علی بودند ولی فریب دنیا و وعده پول و مقام و جاه و شکوه دنیایی آنها را در مقابل فرزند علی قرارداد تا جاییکه فتوای قتل حسین بن علی توسط فرمانده سابق لشکر علی که به یزید پیوسته بود صادر می شود؟ مگر نه آن بود که شمر بن دی الجوشن قاتل اباعبدالله جانباز سپاه علی و یکی از فقهای زمانه خودش بود . اینها عبرتهای تاریخ است . آیات قرآنی مشحون از این بیانات است که داستانهای تاریخ گذشتگان را برای برای عبرت آیندگان بیان می کند تا بدانند عاقبت آنهایی که نافرمانی خدا را کردند چه شده است . صحبت سر اصولگرا و اصلاح طلب نیست . آدرس غلط نباید داد . سخن سر انسان خداترس و انسان نافرمان است . صحبت سر دنیا طلبانی است که همه چیز را فدای دنیا طلبی خود می کنند . صحبت سر هواپرستانی است که اشرافیت را با هزار توجیه به انقلاب اسلامی تحمیل کرده اند ، در هر جناحی می خواهند باشند.

۶- آیا اگر جامعه سکولار و حکمران هم بی دین باشد اما شاخصهای توسعه را داشته باشد مورد قبول است؟ اگر اینطور باشد که باید بگویم بهترین توسعه در کشورهای با حاکم دیکتاتور اتفاق افتاده . نگاهی به تاریخ کره جنوبی بکنیم توسعه خود را مدیون حکومت دیکتاتوری نظامیان است . نگاهی به شیلی بکنیم توسعه یافته ترین کشور امریکای لاتین است اما توسعه خود را مدیون پینوشه دیکتاتور می باشد و قس علی هذا . صحبت از این است که ایا مردم سالاری دینی را می توانیم شکل بدهیم یا نه؟ اگر امروز برخی می گویند حکومت ایدیولوژیک نمی توانیم داشته باشیم و عصر ایدئولوژی به سر آمده و مردم سالاری دینی غیر ممکن است ، ریشه در سکوت ما و راضی شدن به سامریها و معطل گذاشتن اصل نظارت دائمی اسلام یعنی امر به معروف و نهی از منکر است.

۷- بد نیست امروز خود را با سالهای اول انقلاب مقایسه بکنیم و تحولات و تغییرات شدید ذائقه ها را به چشم ببینیم. در آن سالها دلهای جوانان با صوت دلنشین قرآن آرام می گرفت و این روز ها برای تشییع جنازه پاشایی ها چه غوغایی می شود . آن روزها برای یک آهنگ غیر مجاز چه رگهایی به جوش می آمد و امروز برای برگزاری کنسرتهای آنچنانی چه تلاشها و حمایتهای دولتی می شود . آن روزها مراسم دعای کمیل و ندبه و نمازجمعه با چه شور و حالی در سراسر ایران برگزار می شد این روزها به گوهری کمیاب تبدیل شده . آن روزها دانشجویی ما فضای انقلابی و اسلامی و ضد آمریکایی را در دانشگاه تزریق می کرد و امروز دانشجوی ما تبلیغ غرب و آمریکا نی کند و مسئولان دانشگاهی هم برای شادتر کردن فضی دانشگاهی اردوها و کنسرتهای مختلط دانشجویی برگزار می کنند . آن روزها مردم دغدغه شنیدن آهنگها و تمیز آن با غنا و حلال و حرام بودن آنرا داشتند و امروز انواع آهنگهای پاپ غربی جامعه و صدا وسیما را در نوردیده است . براستی چه کسی مقصر است؟

۸- خوب است نگاهی به خانواده ها داشته باشیم . براستی حساسیتهایی که ما امروز برای تربیت فرزندان خود داریم با آن ایام اولیه انقلاب یکی است ؟ چرا امروز دختران بدحجاب و گاها بیحجاب را در میان خانواده های متدین مشاهده می کنیم؟ آیا خودمان را مقصر نمی دانیم؟ تعبیر مرحوم دکتر شریعتی که : پدر ؛ مادر ما متهمیم را حتما بباد می آوریم . ساید مرحوم دکتر شریعتی این روزها را پیش بینی می کرده. به هر حال حرف و سخن زیاد ایت و بهتر است همه باهم بیاییم کمک کنیم مشکلات فرهنگی این جامعه را برطرف کنیم و زمینه روی کار آمدن انسانهای مخلص و متقی و کاردان را فراهم کنیم و گرنه روی کار آمدن انسانهای فاسد و پول پرست و دنیا زده و منحرف موجب افزایش حفره های فساد در جامعه و سیر قهقرایی در حامعه خواهد بود.

محسن شاطرزاده

۲۱ تیر ۱۳۹۶

تاثیر تحریمهای جدید آمریکا
  • ۱۳۹۶/۶/۱۱ - ۱۵:۰۴
  • توسط محسن شاطرزاده

تاثیر تحریمهای جدید آمریکا

مصاحبه با روزنامه صبح توس مشهد

۳ تیر ماه ۱۳۹۶

سفیر اسبق ایران در برزیل در گفتگو با «صبح توس» مطرح کرد:گنجانده شدن مجموع تحریم‌های 38 سال پیش در تحریم‌های اخیر مشهد- سفیر اسبق ایران در برزیل گفت: مجموع تحریم‌های 38 سال پیش در تحریم‌های اخیر آمریکا و غرب علیه کشورمان گنجانده شده است. محسن شاطرزاده در گفتگو با صبح توس با اشاره به این نکته که این روزها پرونده ایران در یک جنگ زرگری و تقسیم کار بین دشمنان غربی و در مقابل آمریکا و عربستان در FATF در دست بررسی است، گفت: سخنان شب گذشته آقای رئیس جمهور علیه سپاه احتمالا واجد پیامی به سلطه گران بوده که در صورت اثبات باید به خدا پناه برد که رئیس جمهور کشور با ذبح سپاه بنای خوش خدمتی به سلطه گران سیاه دل را داشته باشد. سفیر اسبق ایران در برزیل در رابطه با پس لرزه های موشکی سپاه در منطقه و جهان گفت: پس لرزه های موشکهای ذوالفقار سپاه قطعا به این زودی ها تمام نخواهد شد . آنها که در مناظرات انتخاباتی حتی از نوشتن جمله «مرگ بر اسراییل» بر روی موشک نگران بودند قطعا از نزدیک شدن اسرائیل به مرگ باید بیشتر نگران شوند . شاطرزاده در ادامه با اشاره به این نکته که مجموع تحریم های 38 سال پیش در تحریم های اخیر گنجانده شده است، ابراز داشت: تحریمهای بی سابقه کشور آمریکا به بهانه تروریسم و پاره کردن برجام توسط ترامپ؛ نیاز ستاد جنگ روانی را به ایجاد حوادثی فرعی و دور کردن اذهان ملت از مسئله اصلی ضروری کرده است. وی با اشاره به نقش مردم در خنثی کردن توطئه های دشمنان در کشور گفت: مردم همیشه درصحنه ایران، بارها ثابت کرده اند که در شناخت مسئله اصلی کشور بسیار جلوتر از دولتمردان هستند و بسیاری از توطئه های دشمنان در کشور راخنثی کردند و امروز هم چنین است .

مساله اصلی - مساله فرعی : فریب اذهان عمومی
  • ۱۳۹۶/۶/۱۸ - ۲۳:۳۵
  • توسط محسن شاطرزاده

مسئله اصلی ؛ مسئله فرعی

فریب اذهان عمومی

محسن شاطرزاده

۲ تیر ۱۳۹۶

 

امروز در حاشیه راهپیمایی روز قدس شاهد اتفاقاتی بر علیه رییس جمهور کشورمان بودیم که نمی توان از کنار آن سادگی گذشت. در این خصوص نکاتی به ذهن متبادر می شود که با دلسوزان انقلاب به رایزنی و اشتراک گذاشته میشود:

۱- سخنان دور از انتظار رییس جمهور در شب قبل از روز قدس اذهان تیز بین و آشنا به جنگ روانی را به پسا پرده سناریویی جدید هدایت کرده و اتفاقاتی جدید را به انتظار نشسته بود.

۲- تحریمهای بی سابقه کشور توسط آمریکا به بهانه سپاه و تروریسم و پاره کردن برجام توسط ترامپ ؛ نیاز ستاد جنگ روانی را به ایجاد حوادثی فرعی و دور کردن اذهان ملت از مسئله اصلی ضروری کرده بود.

۳- حادثه امروز و شکل آن نشان می دهد که به هیچ وجه نمی تواند اتفاقی خودجوش و یا به زعم بدخواهان توسط آتش به اختیاران باشد . بنا براین چند حالت محتمل هست : یابایستی توسط عناصر و هواداران افراطی احمدی نژاد صورت گرفته و از قبل هماهنگی لازم شده باشد یا اینکه ستاد جنگ روانی روحانی آنها را سازماندهی کرده تا مظلومیت روحانی را پیراهن عثمان کنند یا اینکه عوامل بیگانه ای میدان دار بوده و از احساسات جمعی از مردم هم سوء استفاده کرده باشند ولی قطعا توسط حزب الله غیور و روشن بین نبوده و در آینده هم نخواهد بود . حزب الله بسیار دقیق تر و تیز بین تر از آن است که در روز قدس روزجهانی وحدت مسلمین آتش تفرقه را در کوی و برزن شعله ور کرده و اختلاف درون خانواده را جار زند .

۴- آتش بیاران معرکه و وسواسان خناس در این روز ها تلاش مذبوحانه زیادی داشته اند تا تعریف انحرافی از آتش به اختیاری داشته باشند و این اتفاقات دقیقا باب طبع آنان بود تا بتوانند گفته خود را اثبات کنند زهی خام اندیشی . آنها کور خوانده اند که جوانان حزب الله چنین گزکی را به دست دشمنان و منافقین و بدخواهان بدهند و قطعا این نقشه دشمن هم نقش بر آب خواهد شد.

۵- این روزها پرونده ایران در FATF در دست بررسی است و در یک جنگ زرگری و تقسیم کار بین دشمنان غربی در مقابل آمریکا و عربستان ؛ اروپائیها خواستار مهلت بیشتری برای ایران هستند . سخنان شب گذشته آقای رییس جمهور بر علیه سپاه احتمالا واجد پیامی به این سلطه گران بوده که در صورت اثبات باید به خدا پناه برد که رییس جمهور کشور با ذبح سپاه بنای خوش خدمتی به سلطه گران سیاه دل را داشته باشد.

۶- پس لرزه های موشکهای ذوالفقار سپاه قطعا به این زودیها تمام نخواهد شد . آنها که در مناظرات انتخاباتی حتی از نوشتن جمله مرگ بر اسراییل بر روی موشک نگران بودند قطعا از نزدیک شدن اسراییل به مرگ باید بیشتر نگران شوند . و همه اینها یعنی اینکه لازم است جای مسئله اصلی با مسائل فرعی کشور عوض شود تا اذهان عمومی ورود جدی به مسئله اصلی پیدا نکند اما مردم همیشه درصحنه بارها ثابت کرده اند که در شناخت مسئله اصلی کشور بسیار جلوتر از دولتمردان هستند و امروز هم چنین خواهد بود . مسئله اصلی ما آمریکاست ؛ کسی نمی تواند آدرس اشتباه بدهد.

محسن شاطرزاده

۲ تیر ماه ۱۳۹۶

مدینه فاضله اسلامی گم شده نسل سوم انقلاب اسلامی
  • ۱۳۹۶/۶/۱۸ - ۲۳:۳۹
  • توسط محسن شاطرزاده

مدینه فاضله اسلامی

گمشده نسل سوم انقلاب اسلامی

مروری بر نتیجه دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری

محسن شاطرزاده

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران با شور و شوق وصف ناپدیر آحاد ملت خصوصا جوانان این مرز و بوم پایان یافت و نتایج آن اعلام شده و آقای حسن روحانی با اکثریت ۵۷ درصدی آرا به پیروزی رسید . تحلیلهای مختلفی از دیدگاههای متفاوت بازندگان و برندگان انتخابات ارایه شده و هرکدام به ریشه ها و عوامل برد و باخت اشاره می کنند اما نکات ذیل در این تحلیلها غافل مانده است که به بررسی آنها می پردازیم:

۱- انقلابیون ایران اسلامی پس از سرنگونی طاغوت بزرگی چون شاه بدنبال ایجاد نظامی عادلانه مبتنی بر اخلاق و شعایر اسلامی و به دور از هر گونه دنیا طلبی و قدرت طلبی و ریا و نفاق بودند و با این امید و تحت ولایت و زعامت امام راحل و حضرت آیت الله خامنه ای حماسه ها آفریدند و در جنگ تحمیلی رشادتها آفریدند و در سازندگی کشور خصوصا روستاها کولاک کردند اما به یکباره پس از جنگ دعوت به رفاه طلبی و اشرافیت و تکاثر شدند . مسابقه دنیا طلبی شروع شد و اول از همه دامن دولت و وزرا و شخص رییس جمهور را گرفت در صورتیکه کشور هنوز به تلاشهای مجاهدانه و مخلصانه و ایثارگرانه برای سازندگی نیاز داشت.

۲- دعوت به رفاه و ثروت اندوزی حتی از تریبون نمازجمعه عامل زراندوزی و تکاثر عده ای خدانشناس و سوء استفاده از خوش بینی مسئولین و نیز حفره های نظارتی و ایجاد فساد های مالی متعددی شد که اولین مورد آن فاضل خداداد شناسایی شده و اعدام شد .

۳- کم کم حساسیتهای مسئولین و جامعه کمتر شده و حتی به حوزه فرهنگ سرایت کرد و وزیر ارشاد صحبت از تساهل و تسامح به میان آورد که مورد عتاب شدید رهبری تحت عنوان شبیخون فرهنگی قرار گرفت .

۴- مصلحت اندیشی های بی مورد در قوه قضاییه و تعلل در محاکمه دانه درشتها و نیز سوء استفاده اصحاب قدرت و نزدیکان آنها به مرور سبب گسترش فساد مالی و توسعه ولنگاری های فرهنگی گردید و موجب ایجاد رقابتها برای کسب قدرت و به عبارتی بروز جنگ قدرت گردید .

۵- نسل سوم انقلاب که دوران شاه را ندیده بود و صرفا از طریق نقل قولهای گذشتگان و یا اقوال صدا وسیما با جنایات شاه آشنا شده بود به مقایسه قول و رفتار صاحب منصبان امروز پرداخته و به تضادها و تناقض های آشکاری برمی خورد وانگهی در مقایسه با رژیم سیاه شاه تفاوت کمی در رفتارها خصوصا در حوزه فساد مالی می بیند اینجاست که دچار دوگانگی شدید می شود . از یک طرف آموزه های دینی او از مدینه فاضله حکومت اسلامی سخن می گویند که در آن:

- فقر وجود ندارد.

- تبعیض وجود ندارد.

- فساد وجود ندارد.

- جنگ قدرت و قدرت طلبی وجود ندارد.

- اخلاق در حد اعلا وجود دارد.

- تکاثر ثروت وجود ندارد.

- عدالت اجتماعی در حد اعلا وجود دارد.

- ظلم وجود ندارد و حق مظلوم از ظالم گرفته می شود.

- حاکم بر رعیت رجحانی ندارد.

- جان و مال و ناموس مردم در پناه حکومت است.

- نامسلمان چه ارمنی باشد و چه یهودی ولی در امنیت بسر می برد و به عدالت قاضی مسلمان اعتماد دارد و در پناه جامعه اسلامی قرار می گیرد.

- دروغ گفته نمی شود.

- دین و اخلاق و آبروی مسلمان و غیر مسلمان احترام دارد.

- هیچ گرسنه ای وجود نخواهد داشت.

- زندگی حاکمان هم طراز با مردم خوهد بود.

- و دهها مورد دیگر از مکارم انسانی و اسلامی ولی این جوان نسل سومی انقلاب از ابتدا که چشم به این جهان گشوده در جمهوری اسلامی تنفس کرده و قضاوتش به این حکومت بر اساس تجارب خودش می باشد . او برخلاف آموزه های دینی اش که انتظار حکومت عدل اسلامی را می بیند با فساد ها و قدرت طلبی ها و ثروت اندوزیها و ظلمها و بی اخلاقی های بی شماری از جانب صاحبان قدرت حتی در لباس روحانیت مواجه می شود که در درون خودش نمی تواند این تناقض را حل کند و درنتیجه دچار حیرت و سرگردانی می شود .

۶- جوان امروز در دنیایی زندگی می کند که دنیای انفجار اطلاعات نام گرفته و در هرلحظه مواجه بمبارانی از اطلاعات از سراسر جهان می باشد . در هر لحظه در تمام جهان حضور دارد . وسایل ارتباط جمعی پیشرفته او را با زندگی و دنیای مدرن بزک شده مواجه می کند . اینجاست که وسوسه مدرنیته در تقابل با سنت او را به مرز تردید در باورهای دینی می رساند : و ما در اینجا باید بپرسیم چه کرده ایم برای رفع این تردیدها؟ اگر در رفتارهای دختران و پسران امروز جامعه مان ناهنجاریهای مشاهده می کنیم نباید آنها را مقصر بدانیم بلکه مقصر اصلی ماییم که نتوانسته ایم جامعه آرمانی اسلامی را نشان او بدهیم.

۷- امروز بازندگان انتخابات دلایلی همچون تخلف و دروغ و جنگ روانی و کنسرت و قدرت طلبی و ...... رقیب را عامل باخت خود میدانند در صورتیکه دلیل اصلی باخت در درون خودمان خانه کرده است. اگر ما حتی در گوشه ای از این کشور بزرگ نمونه ای از آن جامعه فاضله آرمانی که ترسیم کرده بودیم درست کرده بودیم و نشان جوانانمان می دادیم ؛ اگر ما حرکتهای جهادی که برای سازندگی و رفع محرومیت کشور داشتیم تداوم می دادیم و جوانانمان را هم در آنها شریک می کردیم؛ امروز اگر ما با مفسدان مالی و سوء استفاده کنندگان از قدرت با قاطعیت و بدون هیچ ملاحطه ای برخورد می کردیم ؛ امروز اگر دست ثروت اندوزان را از قدرت جدا می کردیم ؛ امروز اگر شایسته سالاری را بجای رابطه بازی ها در جامعه حاکم می کردیم ؛ امروز اگر کرامت و عزت جوان تحصیلکردمان را و همه آحاد جامعه مان را حفظ می کردیم ؛ آنگاه مواجه با این سیل تردیدها و نا امیدی ها نبودیم .

۸- هنوز هم فرصت هست . همه باید دست بدست هم بدهیم و مدینه فاضله انقلاب را با دست همین جوانان ایجاد کنیم . بجای اینکه در روزهای آخر نزدیک به انتخابات به فکر بدست گرفتن قدرت بیفتیم از همین حالا شروع کنیم . باید نهضت خدمت و سازندگی را فراگیر کنیم . باید دولت در سایه داشته باشیم . باید نقد و نظارت دائمی درعملکردهای دولت را وجهه خود کنیم اما نظارتی که به قصد مچ گیری نبوده بلکه کمک به دولت درخدمت رسانی باشد . مطمئن باشید اگر خدمت بی منت و جهادی و سازندگی همه جانبه وجهه همت گروههای سیاسی قرار بگیرد مرجعیت سیاسی آنها هم به هنگام انتخابات اعم از انتخابات ریاست جمهوری یا محلس ویا شورا ها مورد قبول مردم خواهد بود . برای مردم اصولگرا و یا اصلاح طلب بودن مهم نیست بلکه آنچه برای مردم معیار است خدمتگزار مردم و جهادی بودن و ایثار و از خود گذشتگی است . آنگاه جوانان ما به نقش دین در احیای جامعه انسانی ایمان خواهند آورد.

محسن شاطرزاده

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

سابقه خدمت لاتها به اسلام
  • ۱۳۹۶/۶/۱۸ - ۲۳:۴۵
  • توسط محسن شاطرزاده

سابقه خدمت لاتها به اسلام

محسن شاطرزاده

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

من هنوز خبر دقیقی در مورد علت ملاقات آقای رییسی با تتلو ندارم ولی بر اساس نوشته خود تتلو و نیز فیلم منتشر شده از او با آقای رییسی چند نکته را عرض می کنم:

۱- این دیدار خیلی کوتاه و در فرودگاه مهرآباد و به درخواست و اصرار تتلو بوده و از طرف آقای رییسی یا ستاد ایشان هیچ برنامه ریزی قبلی صورت نگرفته است.

 ۲- در این دیدار فقط صحبت از امام رضا و آهنگ تتلو برای امام رضا بوده و آقای رییسی هم نقش ارشادی و تشویق او برای ادامه راه خدمت به دین و امام رضا را ایفا می کنند.

۳- ظاهرا تتلو از سال ۱۳۹۲ توبه کرده و برگشته است . آن کثافتکاریها و مفاسدی هم که عکسهاش در فضای مجازی هست مربوط به دوران گذشته است . اتفاقا در سال ۱۳۸۸ که تتلو ترانه ای را برای میرحسین موسوی می خواند و مورد استقبال اصلاح طلبها واقع می شود همان تتلوی فاسد سابق است.

۴- مروری بر تاریخ و نحوه برخورد ائمه و علمای دین با اینگونه افراد لاابالی و لات نشان می دهد که همیشه نقش ارشادی و هدایت آنها و استفاده از ظرفیت آنها برای خدمت به دین داشته اند . داستان حر که اولین کسی بود که راه را بر ابا عبدالله بست و با ارشاد امام توبه کرد و اولین شهید کربلا شد و یا داستان طیب حاج رضایی که از لاتهای معروف تهران بود و با ارشاد امام خمینی متحول شد و در راه اسلام شهید شد ویا داستان تشکیل ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران که اعضای آن اکثرا از لاتهای دروازه غار بودند و همگی متحول شده و در راه اسلام شهید شدند همگی نشان از برخورد ارشادی اسلام با اینگونه افراد طرد شده اجتماعی و استفاده از ظرفیت آنها برای خدمت به اسلام دارد.

۵- لاتها افرادی طرد شده و منزوی از جامعه هستند که برای دیده شدن دست به کارهای خلاف و ناهنجار می زنند ولی اگر با آنها رفتار خوب شده و هدایت شوند و رگ لوطی گری آنها تقویت شود تبدیل به وفاداران خوبی خواهند شد . بدیهی است اگر دیگران به آنها توجه کنند همانند شعبان بی مخ تبدیل به لشکر افسار گسیخته طواغیت و دشمنانی مثل انگلیس خواهند شد کما اینکه سابقه این موارد هم زیاد است.

۶- آنچه مسلم است اینکه پذیرش تتلو توسط آقای رییسی هرگز شائبه انتخاباتی نداشته و صرفا از روی هدایت و ارشاد‌ بوده است ولی متاسفانه این موضوع توسط اصلاح طلبان و مخالفین انتخاباتی آقای رییسی تبدیل به یک هجمه تبلیغاتی برای تاثیر گذاری بر آرای ایشان شد.

محسن شاطرزاده

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

ورود احمدی نژاد به انتخابات : پایانی بر فتنه قاسطین ، ناکثین و مارقین پس از انقلاب اسلامی
  • ۱۳۹۶/۶/۱۸ - ۲۳:۴۸
  • توسط محسن شاطرزاده

ورود احمدی نژاد به انتخابات:

پایانی بر فتنه های قاسطین ، ناکثین و مارقین پس از انقلاب اسلامی

محسن شاطرزاده

۲۳ فروردین ۱۳۹۶

 

امروز ستاد انتخابات وزارت کشور شاهد اتفاقی بود که بازتاب گسترده ای در میان رسانه ها داشت . محمود احمدی نژاد به همراه دو یاردیگرش بقایی و مشایی برای ثبت نام بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری در ستاد انتخابات حضور یافتند و احمدی نژاد برخلاف تعهدی که قبلا بدنبال توصیه مقام معظم رهبری بصورت مکتوب داده بود نسبت به ثبت نام در انتخابات اقدام کرد . رسانه ها اعم از مجازی و غیر مجازی در واکنش به این اقدام تحلیلهای متعددی ارائه داده و نظرات مکتوب زیادی درکانالها و گروههای تلگرامی تبادل شد که هرچند به نظر نگارنده اصلا اهمیت و ارزش این همه قلم فرسایی را نداشت معهذا چند نکته هم به ذهن صاحب این قلم می رسد که ذیلا عرض می شود:

۱- اصولا کسانی که با روش احمدی نژاد آشنا هستند می دانند که او دنبال ایجاد هیاهو و به گفته خودش فیل هوا کردن است . احمدی نژاد خودش را یک رسانه و آنهم رسانه ای با برد بلند و موفق می داند و لذا روشهایی را طراحی کرده و انتخاب می کند که بیشترین سرو صدا را ایجاد کند . بنابر این هرچقدر رسانه ها به این جنجال و هیاهو دامن بزنند عملا در جهت اهداف او قدم برداشته اند و لذا بهترین روش در برخورد با احمدی نژاد و خنثی کردن شگرد او بی تفاوت بودن و سرد برخورد کردن و عدم انتقال اخبار مربوط به این حضور برای کاندیداتوری است . به عبارتی بایکوت احمدی نژاد بهترین راه عبور از اوست.

۲- برخی از نوشته ها به نگرانی و التهاب از حضور احمدی نژاد دامن زده و سعی در القای فضای تیره و تار دارند در صورتیکه افق بسیار روشن است و این حضور هوچیگرانه احمدی نژاد نتیجه ای جز غربالگری و تصفیه انقلاب از ناخالصی های خودش ندارد . همانگونه که در ۱۴ اسفند سال ۵۹ بنی صدر با سخنرانی خود در دانشگاه تهران ضمن فراهم آوردن نفرت اجتماعی گسترده برای خودش، فرصتی را فراهم کرد که انقلاب از آن ناخالصی نجات یابد .

۳- امروز کارزار انتخابات ریاست جمهوری صحنه تقابل گروههای انقلابی با گروههای غیر انقلابی است و هیچ دسته بندی دیگری مانند اصولگرا و اصلاح طلب و کند رو و تندرو دیگر اصالت ندارد بنابراین ورود احمدی نژاد به صحنه علیرغم نهی رهبری ؛ او را در ردیف دستجات غیر انقلابی قرارداده و عملا در مقابل انقلابیون قرار گرفته است و تکلیف او روشن خواهد بود.

۴- امام علی (ع) در دوران طلایی پنج ساله امامت خود ناچار به تقابل و جنگ با سه گروه قاسطین و ناکثین و مارقین که در میان مسلمین رخنه کرده بودند‌ می شود. تاریخ بعد از انقلاب هم مواجهه با این سه دسته را به عیان نشان میدهد که به جنگ با اصل انقلاب اسلامی رفته اند . در سالهای اولیه انقلاب مقابله قاسطین را شاهد بودیم ؛ در فتنه ۸۸ حضور و تقابل ناکثین را دیدیم و هم اکنون با حرکت جدید احمدی نژاد فتنه خوارج ومارقین زمان جرقه زده می شود اما همه اینها جریانات باطلی بوده و هستند که در مقابل طوفان و رعد و برق انقلاب اسلامی یارای ایستادن نداشته و ندارند.

۵- برخی از تحلیلها حضور احمدی نژاد را به معنی تطهیر فتنه ۸۸ گرفته اند و از آن اثبات حقانیت فتنه گران را می کنند که خیال باطلی است . هرگز حضور خوارج و فتنه گران نهروان به معنای تطهیر اصحاب جمل و ناکثین زمانه نیست . هر دو باطلند و مقابله با هردو لازم . بنابراین فتنه گران شادمانی نکنند چرا که در مقابل امام ایستادند و برای نظام هزینه سنگین تراشیدند و جرم آنها جرم سنگینی است که باید با توبه خود جبران کنند.

۶- اقدام امروز احمدی نژاد پرده اول از نمایشی است که طراحی کرده و قصد اصلی او انحراف توجهات از شور و حال انتخابات به سمت و سوی خودش و اصحاب منحرفش می باشد . لازم است همگان و خصوصا اصحاب رسانه از این قصد بخوبی آگاه بوده و به هیچ وجه به نشر و بازنشر اخبار احمدی نژاد نپردازند . احمدی نژاد تمام شده و در تاریخ ثبت شد . کسی نباید با دامن زدن به های و هوی او نسبت به زنده کردنش اقدام کند. بایکوت احمدی نژاد و در مقابل ایجاد شور و حال در انتخابات بدون احمدی نژاد باید وجهه همت همگان باشد .

۷- تدبیر ظریف و دقیق و حکیمانه رهبری در مواجهه با احمدی نژاد نشان از عمق درایت و تدبیر و مدیریت ایشان برای عبور از گردنه خطرناک فتنه خوارج زمان بود تا به مرور زمان طرفداران احمدی نژاد از او جدا شوند . امروز دیگر هواداری برای احمدی نژاد باقی نمانده غیر از همان دو نفر که همراهش به ستادانتخابات آمده بودند . لشگر احمدی نژاد تنها مانده ، شایسته نیست با نقل اخبار او تبدیل به سیاهی لشگرش شویم.

محسن شاطرزاده

۲۳ فروردین ۱۳۹۶

دم خروس حمله آمریکا به سوریه
  • ۱۳۹۶/۱/۲۱ - ۱۴:۲۶
  • توسط محسن شاطرزاده

دم خروس حمله آمریکا به سوریه

محسن شاطرزاده

۱۹ فروردین ۱۳۹۶

روز گذشته آمریکا به دستور ترامپ با موشک های کروز به سوریه حمله کرد . آمریکایی ها تعداد موشکها را ۵۹ موشک اعلام کردند در حالیکه بررسی میدانی روسها و سوری ها حاکی از شلیک ۲۳ موشک است . آنهم موشکهایی که خسارت انچنانی وارد نکرده اند . سوالی که مطرح شده این است پس ۳۶ موشک دیگر چه شده اند؟ پاسخ به این سوال از دو حالت خارج نیست . با اینکه این ۳۶ موشک دیگر آمریکایی به صحراها و نقاط نامعلومی اصابت کرده اند که این یک شکست برای آمریکایی ها و عدم دقت موشکهای آمریکایی است . حالت دوم این است که آمریکایی ها فقط ۲۳ موشک نه چندان مخرب پرتاب کرده اند ولی صحبت از ۵۹ موشک می کنند تا فاکتور گران تری را برای اعراب مرتجع صادر کنند و به عبارتی گران فروشی کرده اند. شواهد امر نشان از قوی بودن ظن دوم دارد . شب گذشته در کمتر از یک شبانه روز ترامپ با ملک سلمان پادشاه عربستان تماس تلفنی گرفته و گزارشی از حمله موشکی آمریکا به سوریه می دهد و شاه مفلوک عربستان هم کلی خوشحال شده و تشکر می کند ولی به نظر می آید که همانگونه که ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی می گفت اعراب مرتجع که خواهان ورود آمریکا در جنگ سوریه هستند باید هزینه آنرا هم بدهند و الان ترامپ به وعده خود عمل کرده و فاکتور سنگینی برای اعراب صادر کرده تا بپردازند . آنچه که مسلم است بر خلاف تحلیلهای شتابزده وابستگان غربی که ترس و نگرانی را القا می کنند این عملیات آمریکا ارزش میدانی نخواهد داشت مگر اینکه کمی به تروریستهای در صحنه قوت قلب بدهد و مقدار زیادی هم جیب اعراب را خالی کند.

بکار گیری روشهای حزبی علیرغم عدم وجود ساختارهای حزبی در جمنا
  • ۱۳۹۶/۱/۲۱ - ۱۴:۲۳
  • توسط محسن شاطرزاده

بکارگیری روشهای حزبی علیرغم عدم وجود ساختار های حزبی در جمنا

محسن شاطرزاده

۲۰ فروردین ۱۳۹۶

مردم سالاری یا دموکراسی بعنوان تجربه بشری در یکی دو قرن اخیر مدلی برای انتخاب حکمرانان از میان مردم و تفویض قدرت از مردم بعنوان صاحبان اصلی قدرت به حاکمان بوده است. تا کنون مدلهای مختلفی از دموکراسی در کشورهای مختلف جهان تجربه شده که مصادیق آن را در فرانسه و آلمان و انگلستان در اروپا تا ایالات متحده آمریکا و حتی در جمهوری خلق چین ؛ می توان نشان داد. بطور طبیعی هرکدام از این مدلهای حکومتی ابزار و عواملی در نظام حکومتی خود برای اجرای مدل مردم سالاری مطلوب خود طراحی نموده اند که خاص همان کشور است ولی آنچه در همه این مدلهای حکومتی مردم سالار مشترک است وجود احزاب قانونی مختلف برای شکل گیری و تجمیع افراد صاحب تفکر و گرایشات سیاسی مشترک است که با ساختارهای درون سازمانی خود امکان شناسایی و پرورش و رشد استعدادهای ملی را فراهم نموده و به هنگام انتخابات مهمی مانند ریاست جمهوری و درصحنه رقابتهای درون حزبی و برون حزبی عملا استعدادهای کشف شده و پرورش یافته هرگرایش فکری یا احزاب مختلف به کارزار جدی رقابت انتخاباتی واردشده و مردم هم عملا با شناخت بهتری می توانند به نامزد مورد علاقه خود رای بدهند. در این میان ساختارهای درون حزبی بگونه طراحی می شوند که ضمانتهای لازم را ایجاد کرده و در رقابتهای درون حزبی مسابقات حذفی برگزار میشود تا نهایتا بیشتر از یک نفر بعنوان نماینده حزب برای رقابت نهایی برون حزبی وجود نداشته باشد . به عبارتی رقابت درون حزبی برای اعضای احزاب آزاد است اما رقابت برون حزبی برای آنها ممنوع می شود و همین الزام عملا نگرانی ها از شکست آرا توسط کاندیداهای متعدد از یک حزب را برطرف می کند. حتی در کشوری مانند جمهوری خلق چین که فقط یک حزب وجود دارد انتخابات از کمیته های مردمی در کوچکترین واحد روستایی شروع می شود تا نهایتا به کنگره ملی خلق چین می رسد اما عملا فرصتی برای شناسایی استعداد های ملی و رقابتهای درون حزبی برای آنها فراهم می کند تا نهایتا در یک کارزار و دوئل نهایی رییس دولت یا رییس جمهور آن کشور انتخاب می شود ولی عملا مکانیزم طراحی شده درون حزبی اجازه نمی دهد افرادی به خود اجازه دهند تا میثاق را شکسته و وحدت حزبی را بشکنند. جمهوری اسلامی ایران مدل جدید مردم سالاری را با دخالت دین در ساختار حکومتی به نمایش گذاشته و مدل منحصر به فرد مردم سالاری دینی را به جهانیان ارائه کرده است . متاسفانه علیرغم برگزاری بیش از ۳۴ انتخابات هنوز هم در هنگام انتخابات مهمی مانند انتخابات ریاست جمهوری دچار مشکلات متعدد ناشی از حضور جریانات سیاسی مختلف که بسیاری از آنها همسو هم هستند می باشد وگرایشات باندی و زد و بندهای جناحی است که در عمل درصحنه نقش بازی کرده اند و خلا احزاب سیاسی بزرگ و منسجم و تعیین کننده به چشم می خورد و نتیجه آن تاکنون دورهمی جریانات همسو به هنگام انتخابات و پاشیده شدن آنها بعد از انتخابات و سهم خواهی احزاب پدر خوانده از رییس جمهور پیروز بوده است . جبهه مردمی نیروهای انقلاب(جمنا) که بدنبال چند تجربه تلخ شکست در انتخابات از طرف جمعی از دلسوزان انقلاب و با گردهمایی گروههای همسو و اصولگرا و هرچند دیرهنگام تشکیل گردید ؛ اقدام مبارکی بود که می تواند خلا مهم وجود احزاب سیاسی آنهم با مدل مردم سالاری دینی را در سپهر سیاسی کشورمان پر کند. ولی تشکیل دیر هنگام این جبهه موجب بروز نقاط ضعف متعددی شده است که از جمله آنها اتفاقات بعد از مجمع ملی دوم است ؛ هر چند که در نحوه انتخاب نمایندگان اقشار ۱۸ گانه و نمایندگان شهرها و استانها هم گفتنی ها از کاستی هازیاد است . اگر با پدیده هایی مانند نامه های آقایان فتاح و رضایی و قالیباف و ضرغامی و اعلامیه حضور مستقلانه حجه الاسلام رییسی آنهم به فاصله یک روز پس از مجمع ملی مواجه می شویم این امر ناشی از عدم وجود ساز و کارهایی است که تصمیمات مجمع ملی و شورای مرکزی جمنا را ضمانت کرده تا کسی از آن تخطی نکند . به نظر می آید شورای مرکزی جمنا بیشتر از آنکه محیط بر حلقه کاندیداها باشد عملا محیط در دایره کاندیدا ها شده و تصمیمات کاندیدا ها از قوت بیشتری برخوردار است تا تصمیمات شورای مرکزی جمنا . این خطری است که تا انتهای راه انتخابات ریاست جمهوری میتواند جمنا را تهدید کند و در میانه راه هرکدام از کاندیداها به دلایلی مسیر خود را از صف جمنا جداکنند. امروز خیل عظیم جوانان انقلابی ودلسوز انقلاب به امید وحدت نیروهای انقلاب زیر چتر جمنا جمع شده اند ولی اگر این تجربه هم شکست بخورد یاس و نا امیدی و سرخوردگی بر این جوانان سایه خواهد افکند و این گناهی بزرگ و نابخشودنی است که مسئولیت آن بر دوش سردمداران گروههای سیاسی اصولگراست که نتوانستند یکدیگر را تحمل کرده و حب نفس و انانیت و وابستگی گروهی آنها را از توجه به منافع ملی و منافع انقلاب دور کرد. این تجربه نشان میدهد کشور ما هم برای اجرای مردم سالاری دینی و تفویض واقعی قدرت از مردم به حاکمان و انتخاب حکمرانان مردمی نیاز به احزاب قوی با همه سازو کارهای حزبی دارد تا دیگر کسی به خود اجازه ندهد در ساز تفرقه بدمد و عامل حاکمیت دنیاداران و وابستگان فاسد و مزدور اجانب شود.

مشایی چهره دوم احمدی نژاد
  • ۱۳۹۶/۶/۱۸ - ۲۳:۵۲
  • توسط محسن شاطرزاده

یادداشت نگارش شده در ماههای آخر ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و قبل از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

 

مشایی چهره دوم احمدی نژاد

محسن شاطرزاده

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲

بر خلاف آنچه در تحلیلهای متعدد و ارائه نظرات در مورد مشایی آورده می شود مشایی نه تنها دارای فکرو اندیشه مشخص و مستقلی نمی باشد بلکه شدیدا وابسته به تفکر احمدی نژاد است و اصولا مشایی همان احمدی نژاد است ولی با چهره دوم. احمدی نژاد فرد با هوش و زیرکی است آنچه را که مقبولیت عمومی داشته باشد و کسب وجه برای او در میان مردم بکند خودش مستقیما بیان می دارد و آنچه را که مقبولیت نداشته باشد با بیان مشایی ارائه می کند تا اقشار مختلف جامعه را تست کرده و به چالش بکشد .

با شناختی که بنده از نزدیک با احمدی نژاد و مشایی داشته ام هرگز مشایی را دارای اندیشه منسجم و تاثیر گذار روی احمدی نژاد ندیدم بلکه این احمدی نژاد است که اندیشه ها و افکار خود را به مشایی القا می کند و در محافل از زبان مشایی گفته می شود .

از آنجا که احمدی نژاد به شدت شیفته خود است و تنها خودش را قبول دارد لذا تعریف و تجلیل احمدی نژاد از مشایی دقیقا تعریف و تجلیل احمدی نژاداز خودش است و یا مدال دادن احمدی نژاد به مشایی ؛ در واقع مدال دادن احمدی نژاد به خودش است کما اینکه در جلسات و محافلی که تریبون به دستور احمدی نژاد در اختیار مشایی قرار می گیرد همه سخنان مشایی در مدح و ثنای احمدی نژاد است و لا غیر و احمدی نژاد هم به شدت از این مدح و ثنا لذت میبرد. به عبارتی مشایی بیش از یک نوکر دست بسته و آلت دست احمدی نژاد نیست و انچه او می گوید و انچه بدان عمل می کند دقیقا همان است که احمدی نژاد اگر بعنوان مقام رسمی محضور نداشت خودش بیان می کرد و بدان عمل می کرد .

اگر بخواهیم مثالی بزنیم که تقریب به ذهن باشد احمدی نژاد دقیقا می خواهد پوتین ایران باشد و مدلی را که برای به قدرت رساندن مشایی بکار گرفته اقتباس از مدل لولا دا سیلوا و جیلما روسف در برزیل است و به ظن خود می خواهد محبوبیت خود را به مشایی منتقل کند تا در صورت بدست آوردن قدرت توسط مشایی باز هم خودش حاکم بلا منازع باشد.

احمدی نژادافکاری دارد که به هر قیمتی می خواهد آنها را به اجرا درآورد به هیچ کس غیر از خودش اعتقاد و اعتماد ندارد . شان خودش را رهبری می داند و به مقام معظم رهبری هم اعتقادی ندارد و انچه گاهی به ظاهردر حمایت از رهبری می گوید صرفا از باب تبلیغات و برای تطهیر خودش بوده و هرگزاز روی عقیده اش نیست .

به روحانیت اعتقادی ندارد و یافته های خودش از اسلام و دین را کافی و کامل می داند . به احدی وفادار نیست و به راحتی یاران و همراهان خودش را قربانی می کند و اگر روزی فرا برسد که منافع احمدی نژاد اقتضا کند مشایی را هم قربانی خواهد کرد . به راحتی رنگ عوض می کند و مسئولیت اقدامات خودش را به دوش وزیران و مسئولان بخت برگشته می گذارد . هیات دولت و وزرا را فقط برای نوکری خودش می خواهد و هرگز تحمل شنیدن اندیشه مخالف را نداردو انچه که برای او مهم است فقط احمدی نژاد است و بس .

احمدی نژاد ملغمه و معجونی از مصدق و بنی صدر و هاشمی است و دقیقا رفتارهای آنان را در مواقع مقتضی تکرار می کند پس باید به هوش بود و آدرس غلط نداد . کلام آخر اینکه همه باید به احمدی نژاد فکر کنند نه مشایی. خداوند ما را شر فتنه های آخرالزمان حفظ کند.

محسن شاطرزاده

تهران 19 اردیبهشت 1392