جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۰

دکتر محسن شاطرزاده

مدیرعامل شرکت فن آوران انرژی پاک مجری اولین نیروگاه 100 مگاواتی بادی در شهرستان خواف استان خراسان


عضو هیات علمی ؛ استادیار

English Version

اخبار


بکارگیری روشهای حزبی علیرغم عدم وجود ساختارهای حزبی در جمنا

بکارگیری روشهای حزبی علیرغم عدم وجود ساختار های حزبی در جمنا

محسن شاطرزاده

۲۰ فروردین ۱۳۹۶

مردم سالاری یا دموکراسی بعنوان تجربه بشری در یکی دو قرن اخیر مدلی برای انتخاب حکمرانان از میان مردم و تفویض قدرت از مردم بعنوان صاحبان اصلی قدرت به حاکمان بوده است. تا کنون مدلهای مختلفی از دموکراسی در کشورهای مختلف جهان تجربه شده که مصادیق آن را در فرانسه و آلمان و انگلستان در اروپا تا ایالات متحده آمریکا و حتی در جمهوری خلق چین ؛ می توان نشان داد. بطور طبیعی هرکدام از این مدلهای حکومتی ابزار و عواملی در نظام حکومتی خود برای اجرای مدل مردم سالاری مطلوب خود طراحی نموده اند که خاص همان کشور است ولی آنچه در همه این مدلهای حکومتی مردم سالار مشترک است وجود احزاب قانونی مختلف برای شکل گیری و تجمیع افراد صاحب تفکر و گرایشات سیاسی مشترک است که با ساختارهای درون سازمانی خود امکان شناسایی و پرورش و رشد استعدادهای ملی را فراهم نموده و به هنگام انتخابات مهمی مانند ریاست جمهوری و درصحنه رقابتهای درون حزبی و برون حزبی عملا استعدادهای کشف شده و پرورش یافته هرگرایش فکری یا احزاب مختلف به کارزار جدی رقابت انتخاباتی واردشده و مردم هم عملا با شناخت بهتری می توانند به نامزد مورد علاقه خود رای بدهند. در این میان ساختارهای درون حزبی بگونه طراحی می شوند که ضمانتهای لازم را ایجاد کرده و در رقابتهای درون حزبی مسابقات حذفی برگزار میشود تا نهایتا بیشتر از یک نفر بعنوان نماینده حزب برای رقابت نهایی برون حزبی وجود نداشته باشد . به عبارتی رقابت درون حزبی برای اعضای احزاب آزاد است اما رقابت برون حزبی برای آنها ممنوع می شود و همین الزام عملا نگرانی ها از شکست آرا توسط کاندیداهای متعدد از یک حزب را برطرف می کند. حتی در کشوری مانند جمهوری خلق چین که فقط یک حزب وجود دارد انتخابات از کمیته های مردمی در کوچکترین واحد روستایی شروع می شود تا نهایتا به کنگره ملی خلق چین می رسد اما عملا فرصتی برای شناسایی استعداد های ملی و رقابتهای درون حزبی برای آنها فراهم می کند تا نهایتا در یک کارزار و دوئل نهایی رییس دولت یا رییس جمهور آن کشور انتخاب می شود ولی عملا مکانیزم طراحی شده درون حزبی اجازه نمی دهد افرادی به خود اجازه دهند تا میثاق را شکسته و وحدت حزبی را بشکنند. جمهوری اسلامی ایران مدل جدید مردم سالاری را با دخالت دین در ساختار حکومتی به نمایش گذاشته و مدل منحصر به فرد مردم سالاری دینی را به جهانیان ارائه کرده است . متاسفانه علیرغم برگزاری بیش از ۳۴ انتخابات هنوز هم در هنگام انتخابات مهمی مانند انتخابات ریاست جمهوری دچار مشکلات متعدد ناشی از حضور جریانات سیاسی مختلف که بسیاری از آنها همسو هم هستند می باشد وگرایشات باندی و زد و بندهای جناحی است که در عمل درصحنه نقش بازی کرده اند و خلا احزاب سیاسی بزرگ و منسجم و تعیین کننده به چشم می خورد و نتیجه آن تاکنون دورهمی جریانات همسو به هنگام انتخابات و پاشیده شدن آنها بعد از انتخابات و سهم خواهی احزاب پدر خوانده از رییس جمهور پیروز بوده است . جبهه مردمی نیروهای انقلاب(جمنا) که بدنبال چند تجربه تلخ شکست در انتخابات از طرف جمعی از دلسوزان انقلاب و با گردهمایی گروههای همسو و اصولگرا و هرچند دیرهنگام تشکیل گردید ؛ اقدام مبارکی بود که می تواند خلا مهم وجود احزاب سیاسی آنهم با مدل مردم سالاری دینی را در سپهر سیاسی کشورمان پر کند. ولی تشکیل دیر هنگام این جبهه موجب بروز نقاط ضعف متعددی شده است که از جمله آنها اتفاقات بعد از مجمع ملی دوم است ؛ هر چند که در نحوه انتخاب نمایندگان اقشار ۱۸ گانه و نمایندگان شهرها و استانها هم گفتنی ها از کاستی هازیاد است . اگر با پدیده هایی مانند نامه های آقایان فتاح و رضایی و قالیباف و ضرغامی و اعلامیه حضور مستقلانه حجه الاسلام رییسی آنهم به فاصله یک روز پس از مجمع ملی مواجه می شویم این امر ناشی از عدم وجود ساز و کارهایی است که تصمیمات مجمع ملی و شورای مرکزی جمنا را ضمانت کرده تا کسی از آن تخطی نکند . به نظر می آید شورای مرکزی جمنا بیشتر از آنکه محیط بر حلقه کاندیداها باشد عملا محیط در دایره کاندیدا ها شده و تصمیمات کاندیدا ها از قوت بیشتری برخوردار است تا تصمیمات شورای مرکزی جمنا . این خطری است که تا انتهای راه انتخابات ریاست جمهوری میتواند جمنا را تهدید کند و در میانه راه هرکدام از کاندیداها به دلایلی مسیر خود را از صف جمنا جداکنند. امروز خیل عظیم جوانان انقلابی ودلسوز انقلاب به امید وحدت نیروهای انقلاب زیر چتر جمنا جمع شده اند ولی اگر این تجربه هم شکست بخورد یاس و نا امیدی و سرخوردگی بر این جوانان سایه خواهد افکند و این گناهی بزرگ و نابخشودنی است که مسئولیت آن بر دوش سردمداران گروههای سیاسی اصولگراست که نتوانستند یکدیگر را تحمل کرده و حب نفس و انانیت و وابستگی گروهی آنها را از توجه به منافع ملی و منافع انقلاب دور کرد. این تجربه نشان میدهد کشور ما هم برای اجرای مردم سالاری دینی و تفویض واقعی قدرت از مردم به حاکمان و انتخاب حکمرانان مردمی نیاز به احزاب قوی با همه سازو کارهای حزبی دارد تا دیگر کسی به خود اجازه ندهد در ساز تفرقه بدمد و عامل حاکمیت دنیاداران و وابستگان فاسد و مزدور اجانب شود.

  • توسط محسن شاطرزاده
  • تحلیل روز